هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید، اما از ناتوانی در رسیدن به او شکایت دارد. او از ضعف خود و نارسایی بختش مینالد و بیان میکند که با وجود عشق شدید، دستش از معشوق کوتاه است. در نهایت، شاعر از جدایی از خود و پیوستن به دوست سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و ضعف ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۸۴۰ - به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
بتی که قبلهٔ آمال بود بشکستم ۱
دلمم ز لذت جیب دریده غافل نیست
ولی ز ضعف به جایی نمی رسد دستم ۲
ز بسکه صحبت من با تو بدنشین شده است
دمی به بزم تو چون نقش خویش ننشستم ۳
ز نارسایی بخت سیاه خود دانم
که کوتهست ز زلف دراز تو دستم ۴
زفیض بیخودیم محرم حریم وصال
ز خود جدا شده جویا به دوست پیوستم ۵
بتی که قبلهٔ آمال بود بشکستم ۱
دلمم ز لذت جیب دریده غافل نیست
ولی ز ضعف به جایی نمی رسد دستم ۲
ز بسکه صحبت من با تو بدنشین شده است
دمی به بزم تو چون نقش خویش ننشستم ۳
ز نارسایی بخت سیاه خود دانم
که کوتهست ز زلف دراز تو دستم ۴
زفیض بیخودیم محرم حریم وصال
ز خود جدا شده جویا به دوست پیوستم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۹ - نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۱ - ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.