هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردهای پنهان و حسرتهایش میگوید که با وجود رنجها، همچنان با ظاهری خندان و دل پرخون زندگی میکند. او از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید که مانند بهار رنگین و پرطراوت است، اما این عشق برایش درد و حسرت به همراه دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'دل پرخون' و 'خون حسرت' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۸۴۱ - ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
که لبهایش بهم چسبیده از شیرینی جانم ۱
به رنگ صبح شد پاشیده از بس در دل شبها
خیال حسن پرشورش نمک در چشم حیرانم ۲
ز بس دارد طراوت نوبهار حسن رنگینش
نماید خاک را گل سایهٔ سرر خرامانم ۳
ز بیدردانم از من شکوه ای گر کند جویا
همیشه با دل پرخون به رنگ غنچه خندانم ۴
خون حسرت لاله آسا در ایاغت می کنم
ای جگر از آتش دل باز داغت می کنم ۵
که لبهایش بهم چسبیده از شیرینی جانم ۱
به رنگ صبح شد پاشیده از بس در دل شبها
خیال حسن پرشورش نمک در چشم حیرانم ۲
ز بس دارد طراوت نوبهار حسن رنگینش
نماید خاک را گل سایهٔ سرر خرامانم ۳
ز بیدردانم از من شکوه ای گر کند جویا
همیشه با دل پرخون به رنگ غنچه خندانم ۴
خون حسرت لاله آسا در ایاغت می کنم
ای جگر از آتش دل باز داغت می کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۰ - به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۲ - روشن از سوز درون امشب چراغت می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.