هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه و ناامیدی را به تصویر میکشد. شاعر از شکستن دل خود، اشکهای ریخته شده، و بیتوجهی معشوق سخن میگوید. او از غمهایش مینالد و احساس میکند که همچون شرارهای در سنگهای سخت مانده است. این شعر پر از استعارههای عاشقانه و غمگین است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، موضوعات غمگین و ناامیدی ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۸۷۴ - مستیش افزود تا بشکست مینای دلم
مستیش افزود تا بشکست مینای دلم
جام عیشش پر بود از ریختن های دلم ۱
غنچه سان گر واشکافی جز زبان شکوه نیست
زان تغافلهای دل خون کن سراپای دلم ۲
رشک همچشمی تماشا کن جگر در خون نشست
شد ز داغت تا مرقع پوش بالای دلم ۳
بزم عیشت از صراحی و قدح خالی مباد
پربود تا ساغرم چشمم ز مینای دلم ۴
همچو خون مرده ماند در رگ خارا شرار
گر فتد بر کوه جویا بار غمهای دلم ۵
جام عیشش پر بود از ریختن های دلم ۱
غنچه سان گر واشکافی جز زبان شکوه نیست
زان تغافلهای دل خون کن سراپای دلم ۲
رشک همچشمی تماشا کن جگر در خون نشست
شد ز داغت تا مرقع پوش بالای دلم ۳
بزم عیشت از صراحی و قدح خالی مباد
پربود تا ساغرم چشمم ز مینای دلم ۴
همچو خون مرده ماند در رگ خارا شرار
گر فتد بر کوه جویا بار غمهای دلم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۳ - افروخت تا ز باده عذار سمن برم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۵ - اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.