هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با تشبیه خود به شمع و استفاده از تصاویری مانند آتش عشق، اشک حسرت و رسوایی عشق، احساسات عمیق خود را بیان میکند. در پایان، امیدواری و نور مهر را در دل خود میبیند و با شراب ارغوان چراغ زندگی خود را روشن میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۸۷۵ - اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم
اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم
به رنگ شمع محفل خویش را صرف زبان کردم ۱
فغانم از گداز آتش غم اشک حسرت شد
بحمدالله که درس ناله را امشب روان کردم ۲
کشیدم بر سر آخر پردهٔ رسوایی عشقش
به جیب پارهٔ خود غنچه سان خود را نهان کردم ۳
خیال مهر رویی بر دلم تابیده است امشب
زمین را از فروغ کوکب اشک آسمان کردم ۴
چو صبح از ساغر خورشید جویا در دم پیری
چراغ خویش روشن از شراب ارغوان کردم ۵
به رنگ شمع محفل خویش را صرف زبان کردم ۱
فغانم از گداز آتش غم اشک حسرت شد
بحمدالله که درس ناله را امشب روان کردم ۲
کشیدم بر سر آخر پردهٔ رسوایی عشقش
به جیب پارهٔ خود غنچه سان خود را نهان کردم ۳
خیال مهر رویی بر دلم تابیده است امشب
زمین را از فروغ کوکب اشک آسمان کردم ۴
چو صبح از ساغر خورشید جویا در دم پیری
چراغ خویش روشن از شراب ارغوان کردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۴ - مستیش افزود تا بشکست مینای دلم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۶ - افروختهٔ عشقم و پروانهٔ خویشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.