هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و دیوانهوار شاعر نسبت به معشوق است. شاعر خود را مانند پروانهای میداند که در آتش عشق میسوزد و همچون مجنون، عاشق لیلی است. او از روزهای سیهروز شکایت ندارد و خود را مانند یاقوت و شمعی میداند که روشنیبخش است. شاعر همچنین از آتش سودای معشوق سخن میگوید و خود را هر شب چراغ و پروانهای میداند که در این آتش میسوزد. در نهایت، شاعر از حال دل خود میگوید که سالهاست یار معشوق است اما از خود بیگانه شده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای گروههای سنی پایینتر دشوار باشد.
شماره ۸۷۶ - افروختهٔ عشقم و پروانهٔ خویشم
افروختهٔ عشقم و پروانهٔ خویشم
مجنون تو لیلی وش و دیوانهٔ خویشم ۱
از روز سیه اهل هنر شکوه ندارد
یاقوت صفت شمع طربخانهٔ خویشم ۲
از آتش سودای تو چون کرم شب افروز
هر شام چراغ خود و پروانهٔ خویشم ۳
بگذشت چو گل موج طربناکی ام از سر
طوفانی ترخندهٔ مستانهٔ خویشم ۴
حال دلم از من ز چه پرسی که چو جویا
عمریست که یار تو و بیگانهٔ خویشم ۵
مجنون تو لیلی وش و دیوانهٔ خویشم ۱
از روز سیه اهل هنر شکوه ندارد
یاقوت صفت شمع طربخانهٔ خویشم ۲
از آتش سودای تو چون کرم شب افروز
هر شام چراغ خود و پروانهٔ خویشم ۳
بگذشت چو گل موج طربناکی ام از سر
طوفانی ترخندهٔ مستانهٔ خویشم ۴
حال دلم از من ز چه پرسی که چو جویا
عمریست که یار تو و بیگانهٔ خویشم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۵ - اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۷ - ز شوق آنکه به گوشت رسیده آوازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.