هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تجربه‌های عرفانی و عاشقانه خود سخن می‌گوید. او از جدایی از خویشتن و رسیدن به شادی، غم عشق، و تلاش برای وصال معشوق صحبت می‌کند. با وجود رنج‌ها، به شادی و گلستان عشق رسیده و خود را همچون شعله‌ای عریان توصیف می‌کند.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌های زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۸۸۰ - در کدورت خون شدم از خویش شادان آمدم

در کدورت خون شدم از خویش شادان آمدم
جسم رفتم در غم او از خود و جان آمدم ۱

همچو آب جو که در گل می نماید خویش را
گرچه گشتم پای تا سر گریه، خندان آمدم ۲

با تن زار از پی آن یوسف مصر جمال
همچو گرد کاروان افتان و خیزان آمدم ۳

کی اسیر عشق را بی بهره دارد فیض حسن
گل ستان گشتم ز بس زانرو گلستان آمدم ۴

بر نمی تابد تن روشن دلان بار لباس
از عدم، جویا! به رنگ شعله عریان آمدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۷۹ - نیست تنها بی رخت دشمن گریبان ناله ام
گوهر بعدی:شماره ۸۸۱ - ما دل خویش به ابروی خم آویخته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.