هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر غم و حسرت شاعر از دوری معشوق و یادآوری روزهای گذشته است. شاعر از احساس تنهایی، اشک حسرت و خاطرات عاشقانهاش میگوید و از تلاش بیثمر در راه عشق و رنجهای عاطفی خود سخن میراند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و حسرت نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.
شماره ۸۸۸ - بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم
بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم
در کنار اشک حسرت مهرهٔ گل داشتیم ۱
چون ز خود رفتیم در راه طلب همچون حباب
گام اول پای در دامان منزل داشتیم ۲
یاد ایامی که چون از کوی جانان می شدیم
چشم بر در، پای در گل، دست بر دل داشتیم ۳
یک نفس دل بر ما غافل از دنیا نبود
این فلاطون را عبث در فکر باطل داشتیم ۴
از خیال ابرو و رخسار او شب تا سحر
سیر ماه نو به روی بدر کامل داشتیم ۵
سالها در کویش از زاینده رود چشم تر
همچو سرو جویباری پای در گل داشتیم ۶
با لب هر زخم جویا ما شهادت کشتگان
خندهٔ قهقه به ضرب دست قاتل داشتیم ۷
در کنار اشک حسرت مهرهٔ گل داشتیم ۱
چون ز خود رفتیم در راه طلب همچون حباب
گام اول پای در دامان منزل داشتیم ۲
یاد ایامی که چون از کوی جانان می شدیم
چشم بر در، پای در گل، دست بر دل داشتیم ۳
یک نفس دل بر ما غافل از دنیا نبود
این فلاطون را عبث در فکر باطل داشتیم ۴
از خیال ابرو و رخسار او شب تا سحر
سیر ماه نو به روی بدر کامل داشتیم ۵
سالها در کویش از زاینده رود چشم تر
همچو سرو جویباری پای در گل داشتیم ۶
با لب هر زخم جویا ما شهادت کشتگان
خندهٔ قهقه به ضرب دست قاتل داشتیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۷ - ما که دل در فکر دنیای خراب افکنده ایم
گوهر بعدی:شماره ۸۸۹ - زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.