هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او با تصاویر زیبایی مانند گل، شبنم، و شمع، احساسات خود را بیان میکند و از غم، گناه، و پیری سخن میگوید. در نهایت، به دنبال آرامش و لطف از سوی معشوق است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و وجود مضامینی مانند غم، گناه، و پیری ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۱۹ - گل دیدار ترا چون پی چیدن رفتم
گل دیدار ترا چون پی چیدن رفتم
شبنم آسا همه تن دیده به دیدن رفتم ۱
همچو آن شمع که در رهگذر باد بود
بسکه بگریستم از غم به چکیدن رفتم ۲
استخوان را طپش نبض بود در بدنم
موجم، از خود به پر و بال طپیدن رفتم ۳
گل الفت خورد از چشمهٔ یکرنگی آب
تا شوم رام تو وحشی به رمیدن رفتم ۴
لطف کن جام روان بخش! وگرنه چو حباب
اینک از خویش به خمیازه کشیدن رفتم ۵
حیرتم بر سر شور است، حریفان عشقی!
خامشی نغمه سرا شد به شنیدن رفتم ۶
قامتم نیست دو تا گشته ز پیری جویا
بسکه پر بار گناهم به خمیدن رفتم ۷
شبنم آسا همه تن دیده به دیدن رفتم ۱
همچو آن شمع که در رهگذر باد بود
بسکه بگریستم از غم به چکیدن رفتم ۲
استخوان را طپش نبض بود در بدنم
موجم، از خود به پر و بال طپیدن رفتم ۳
گل الفت خورد از چشمهٔ یکرنگی آب
تا شوم رام تو وحشی به رمیدن رفتم ۴
لطف کن جام روان بخش! وگرنه چو حباب
اینک از خویش به خمیازه کشیدن رفتم ۵
حیرتم بر سر شور است، حریفان عشقی!
خامشی نغمه سرا شد به شنیدن رفتم ۶
قامتم نیست دو تا گشته ز پیری جویا
بسکه پر بار گناهم به خمیدن رفتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۸ - تا به معراج فنا یعنی شهادتگاه عشق
گوهر بعدی:شماره ۹۲۰ - چون آینه بر روی تو مدهوش نگاهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.