هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از زیباییهای جهان و مستی ناشی از عشق و شراب سخن میگوید. شاعر از رهایی از قیدوبندهای دنیوی، جلوهگری طبیعت، و عشق به معشوق صحبت میکند و مخاطب را به تجربهکردن این حالات دعوت مینماید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مصرف شراب و مفاهیم عاشقانه ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۹۴۰ - جهان را محتسب، چندی به کام می پرستان کن!
جهان را محتسب، چندی به کام می پرستان کن!
ز می خمخانه ها را رشک کهسار بدخشان کن! ۱
ز قید بوریا هم درد اگر داری مجرد شو
سموم آه را آتش فروز این نیستان کن ۲
خرامت را بود کیفیت گردیدن ساغر
زمین و آسمان را از شراب جلوه مستان کن ۳
اگر از بهر ما نبود، برای خود، خودآرا شو!
ز عکست عالم آیینه را رشک گلستان کن ۴
ز خوان نعمت دیدار اگر محروم شد جویا
دلش را از خیال حسن پرشور نمکدان کن ۵
ز می خمخانه ها را رشک کهسار بدخشان کن! ۱
ز قید بوریا هم درد اگر داری مجرد شو
سموم آه را آتش فروز این نیستان کن ۲
خرامت را بود کیفیت گردیدن ساغر
زمین و آسمان را از شراب جلوه مستان کن ۳
اگر از بهر ما نبود، برای خود، خودآرا شو!
ز عکست عالم آیینه را رشک گلستان کن ۴
ز خوان نعمت دیدار اگر محروم شد جویا
دلش را از خیال حسن پرشور نمکدان کن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۹ - شب پا نهد چو مست می ناب بر زمین
گوهر بعدی:شماره ۹۴۱ - چو یافت لذت بیداد خنجر مژگان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.