هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، به زیبایی‌های معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. شمع روشن‌گر جان، درد عزیز، داغ چشم‌گیر، لطافت پنهان در تن سیمین، نکهت گل‌پیرهن، نسیم خنک و تبسم‌آور، و یاقوت و لعل لب معشوق، همه تصاویری هستند که شاعر برای توصیف معشوق و تأثیر او بر خود به کار می‌برد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۹۹۰ - شمعی که مرا روشنی جان تن است آن

شمعی که مرا روشنی جان تن است آن
زینت ده هر محفل و هر انجمن است آن ۱

دردی که رسد از تو چو جان است عزیزم
داغی که ز دست تو بود چشم من است آن ۲

در موج لطافت شده پنهان تن سیمش
گل پیرهنان! نکهت گل پیرهن است آن ۳

گردد ز نسیم دم سردم متبسم
ای همنفسان غنچهٔ گل یا دهن است آن ۴

امروز درین باغ نباشد به از اویی
چون نرگس و گل چشم و چراغ چمن است آن ۵

خون دل یاقوت چکد از لب لعلش
جویا که گفتار چه رنگین سخن است آن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۸۹ - عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
گوهر بعدی:شماره ۹۹۱ - ساقیا رحمی بر احوال من افتاده کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.