هوش مصنوعی:
این متن شعری با مضامین عاشقانه و عرفانی است که از تشبیهات طبیعی مانند گل، خار، و دامان برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای عشق استفاده میکند. شاعر از مفاهیمی مانند زندان، عریاناندیشی، و خطرات راه عاشقی سخن میگوید و در نهایت، عشق را به عنوان نیرویی توصیف میکند که حتی کوچکترین موجودات (مانند قطره) را به بزرگی (مانند دریای عمان) میرساند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۹۸ - گلستان بی بر رویی به زندان می زند پهلو
گلستان بی بر رویی به زندان می زند پهلو
گل از هر خنده بر چاک گریبان می زند پهلو ۱
چه غم گردامنم شد زرق خارستان این وادی
که جیب پاره ام چون گل به دامان می زند پهلو ۲
گرفتار ترا اندیشهٔ عریان تنی نبود
به گردن طوق عشقش بر گریبان می زند پهلو ۳
به راه عاشقی پا بی خبر دل در خطر باشد
که هر خاری در این وادی به مژگان می زند پهلو ۴
کند هموار ناز یار بی اندامی دل را
که پرچین چون شود ابرو به سوهان می زند پهلو ۵
دهد کم را شکوه عشق جویا رتبهٔ بیشی
که اینجا قطره بر دریای عمان می زند پهلو ۶
گل از هر خنده بر چاک گریبان می زند پهلو ۱
چه غم گردامنم شد زرق خارستان این وادی
که جیب پاره ام چون گل به دامان می زند پهلو ۲
گرفتار ترا اندیشهٔ عریان تنی نبود
به گردن طوق عشقش بر گریبان می زند پهلو ۳
به راه عاشقی پا بی خبر دل در خطر باشد
که هر خاری در این وادی به مژگان می زند پهلو ۴
کند هموار ناز یار بی اندامی دل را
که پرچین چون شود ابرو به سوهان می زند پهلو ۵
دهد کم را شکوه عشق جویا رتبهٔ بیشی
که اینجا قطره بر دریای عمان می زند پهلو ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۷ - ریخت مژگانت که ویرانی بود آباد ازو
گوهر بعدی:شماره ۹۹۹ - بسکه نرم و صاف باشد سربسر اعضای او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.