هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف تأثیرات ابر سیاه بر طبیعت و احساسات شاعر میپردازد. ابر سیاه نمادی از غم و حسرت است که بر قلمرو زندگی شاعر سایه افکنده و باعث ریزش اشکهای بیپایان میشود. شاعر از درد و رنجی میگوید که ابر سیاه بر دل و سینهاش تحمیل کرده است. در عین حال، اشارهای به پیروزی بر لشکر دی (نماد تاریکی و شر) در بهار دارد، اما در نهایت سایهی ابر سیاه بر زمین میافتد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و نمادین است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، مفاهیمی مانند حسرت، غم، و نبرد با تاریکی نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و عاطفی دارد.
شماره ۱۰۱۷ - کو بهاران تا برآید از کمین ابرسیاه
کو بهاران تا برآید از کمین ابرسیاه
این قلمرو را کشد زیر نگین ابرسیاه ۱
تخم حسرت ریزد از هر اشک مژگان ترم
گویی از دریای دل برخاست این ابرسیاه ۲
مایه بر می دارد از خاک سرشک آلوده ام
سینه می مالد از آنرو بر زمین ابرسیاه ۳
هر نفس می ریزد زمژگان ترم سیل سرشک
دارد آری گریه را در آستین ابرسیاه ۴
لشکر دی را به زور تیربارانی شکست
در بهاران جون برآید از کمین ابرسیاه ۵
کشتیش جویا قدر گردید با چشم ترم
سایه وش افتاد آخر بر زمین ابرسیاه ۶
این قلمرو را کشد زیر نگین ابرسیاه ۱
تخم حسرت ریزد از هر اشک مژگان ترم
گویی از دریای دل برخاست این ابرسیاه ۲
مایه بر می دارد از خاک سرشک آلوده ام
سینه می مالد از آنرو بر زمین ابرسیاه ۳
هر نفس می ریزد زمژگان ترم سیل سرشک
دارد آری گریه را در آستین ابرسیاه ۴
لشکر دی را به زور تیربارانی شکست
در بهاران جون برآید از کمین ابرسیاه ۵
کشتیش جویا قدر گردید با چشم ترم
سایه وش افتاد آخر بر زمین ابرسیاه ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۶ - در گلویم بی تو هر دم آب می گردد گره
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۸ - گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.