هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و داغهای درونی خود میگوید و آرزوی تجدید حیات و نو شدن را دارد. او از تکرار داستانهای قدیمی مانند فرهاد و مجنون خسته شده و خواهان داستان جدیدی برای زندگی خود است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خون دل، گرد کدورت، و چشم دل به راه میهمان تازه، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۳۵ - کردم از لخت جگر طرح زبان تازه ای
کردم از لخت جگر طرح زبان تازه ای
ریختم از خون دل رنگ بیان تازه ای ۱
تن شد از گرد کدورت جان غم فرسوده ام
این تن نو خواهد از لطف تو جان تازه ای ۲
قصهٔ فرهاد و مجنون پر مکرر گشته است
سرگذشت ماست زین پس داستان تازه ای ۳
ماند از بس داغ او در سینه صاحبخانه شد
هست چشم دل به راه میهمان تازه ای ۴
دیده ام گردید اگر بی مایهٔ نقد سرشک
از جگر پرکاله بگشاید دکان تازه ای ۵
غنچه آسا، حیرتم مهر لب اظهار شد
ورنه از هر لخت دل دارم زبان تازه ای ۶
گردش چرخ کهن جویا مکرر گشته است
کاش می کردند طرح آسمان تازه ای ۷
ریختم از خون دل رنگ بیان تازه ای ۱
تن شد از گرد کدورت جان غم فرسوده ام
این تن نو خواهد از لطف تو جان تازه ای ۲
قصهٔ فرهاد و مجنون پر مکرر گشته است
سرگذشت ماست زین پس داستان تازه ای ۳
ماند از بس داغ او در سینه صاحبخانه شد
هست چشم دل به راه میهمان تازه ای ۴
دیده ام گردید اگر بی مایهٔ نقد سرشک
از جگر پرکاله بگشاید دکان تازه ای ۵
غنچه آسا، حیرتم مهر لب اظهار شد
ورنه از هر لخت دل دارم زبان تازه ای ۶
گردش چرخ کهن جویا مکرر گشته است
کاش می کردند طرح آسمان تازه ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۴ - پرتو افکن گشت رخسار تو تا در آینه
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۶ - گشتم اسیر نوگل بلبل ندیده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.