هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی معشوق، دلبستگی و فراق سخن میگوید. از عناصری مانند چشم، لعل لب، زلف، و خیال برای توصیف احساسات خود استفاده میکند. همچنین، در ابیاتی به مفاهیمی مانند عزلت، آب حیات، و ابدیت اشاره شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۰۶۷ - ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری
ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری
به لعلت سبز حسن مطلع ابروست پنداری ۱
مرا در پاس عزلت لذت عمر ابد باشد
اگر آب حیاتی هست آب روست پنداری ۲
زشمشیر تغافل تا دو نیم افتاد در راهش
دل آواره ام نقش پی آهوست پنداری ۳
ترا از دیدن خود تا به فکر خویش افتادی
به زانو آینه، آئینه زانوست پنداری ۴
ز فیض نکته سنجی بزم را رشک ارم کردی
لب خاموشی جویا غنچهٔ بی بوست پنداری ۵
رخسار تو از خوش آب و رنگی
زد طعنه به قرمز فرنگی ۶
دل در خم زلف مشکفام است
چون آینه ای به دست زنگی ۷
افسوس که همچو برگ رعنا
پیداست زنو گلم دو رنگی ۸
خط بررخ آن فرنگ حسنت
پیچیده تر از خط فرنگی ۹
جویا به خیال آن دهن رفت
افتاد دلش به دام تنگی ۱۰
به لعلت سبز حسن مطلع ابروست پنداری ۱
مرا در پاس عزلت لذت عمر ابد باشد
اگر آب حیاتی هست آب روست پنداری ۲
زشمشیر تغافل تا دو نیم افتاد در راهش
دل آواره ام نقش پی آهوست پنداری ۳
ترا از دیدن خود تا به فکر خویش افتادی
به زانو آینه، آئینه زانوست پنداری ۴
ز فیض نکته سنجی بزم را رشک ارم کردی
لب خاموشی جویا غنچهٔ بی بوست پنداری ۵
رخسار تو از خوش آب و رنگی
زد طعنه به قرمز فرنگی ۶
دل در خم زلف مشکفام است
چون آینه ای به دست زنگی ۷
افسوس که همچو برگ رعنا
پیداست زنو گلم دو رنگی ۸
خط بررخ آن فرنگ حسنت
پیچیده تر از خط فرنگی ۹
جویا به خیال آن دهن رفت
افتاد دلش به دام تنگی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۶ - شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۸ - جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.