هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و جنون ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بیابان‌های دور و درازی که در پی غزال هوس پیموده یاد می‌کند و دلش را به شیری در نیستان تشبیه می‌کند. شاعر به شب وصال و باده‌نوشی اشاره دارد، اما تأکید می‌کند که تنها لب و دندان معشوق برای او باده و نغمه است. او از تأثیر نگاه معشوق بر دلش می‌گوید که مانند هزار خنجر بر جانش اثر می‌گذارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

شماره ۱۰۷۰ - کشید شور جنونم سوی بیابانی

کشید شور جنونم سوی بیابانی
که نه فلک بودش گرد طرف دامانی ۱

ز من غزال هوس کرده صد بیابان رم
دلم به سینه چو شیری است در نیستانی ۲

شب وصال چه حاجت به باده پیمایی
بس است باده و نقلم لبی و دندانی ۳

دلم ز یاد نگاهش به خویش می لرزد
هزار خنجر مژگان و او، من و جانی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۹ - اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۱ - دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.