هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید و از دردها و شوق‌های ناشی از آن می‌نالد. او خود را اسیر زلف یار و شمشیر شوق او می‌داند و از تأثیر عمیق عشق بر روح و جسم خود سخن می‌گوید. همچنین، شاعر از بی‌اعتنایی به گفتار مردم غافل و ارزش ندادن به تعبیر خواب‌های پوچ یاد می‌کند و در نهایت، از حسد و رنج‌های عاشقانه می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۰۷۴ - عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی

عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی
بسته ام خود را به پیچ و تاب زنجیر کسی ۱

می گشاید بر تنم هر زخم آغوش نشاط
بسکه جا کرده است در دل شوق شمشیر کسی ۲

در محبت بسکه یکرنگم ز عکس چهره ام
صفحهٔ آیینه گردد لوح تصویر کسی ۳

گفتگوی اهل غفلت لایق واگویه نیست
خواب مخمل کی بود شایان تعبیر کسی ۴

می تپد جویا دلم در سینه از جوش حسد
تا کجا در خاک و خون غلتیده نخجیر کسی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۳ - از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۵ - دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.