هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غزل‌گونه است که در آن شاعر از عشق، جدایی، درد دل و بیگانگی سخن می‌گوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند غنچه، پیکان، یاقوت و گوهر، احساسات خود را بیان می‌کند. شاعر از بی‌وفایی و بیگانگی معشوق شکایت دارد و درد ناشی از هجران را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۱۰۷۵ - دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی

دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی
جان می دهم خندهٔ پنهان تو جتی ۱

در دم چو اثر کرد در او منصب دل یافت
در پهلوی من غنچهٔ پیکان تو جتی ۲

بیهوشی ام از نشئهٔ سرجوش طهور است
باشد می و نقلم لب و دندان تو جتی ۳

صدمرتبه افسرده تر از اشمع مزار است
گر نیست دل سوخته سوزان تو جتی ۴

دل راست چو شرمت بود از رنگ به رنگی
حق نمک نعمت الوان تو جتی ۵

گر مهر منیر است و گر مشتری و ماه
قربان تو قربان تو قربان تو جتی ۶

چون غنچهٔ لاله کچه ام گل کند آخر
داغ است دل از آتش پنهان تو جتی ۷

فریاد که بر سفرهٔ اخلاص نباشد
جز خون جگر قسمت مهمان تو جتی ۸

غافل مشو از حال دلم کآتش عشقش
باشد سبب گرمی دکان تو جتی ۹

خون دل کان ریزد و آب رخ دریا
یاقوت لب و گوهر دندان تو جتی ۱۰

فرداست که خواهد سوی کشمیر روان شد
جویا دو سه روزی شده مهمان تو جتی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۴ - عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۶ - از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.