هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنجی که تحمل میکند سخن میگوید و از محبت و کرم دیگران طلب کمک میکند. او از جفا و ستمی که بر او رفته شکایت دارد و تنها به یک نفر (احتمالاً معشوق یا یک شخصیت معنوی) پناه میبرد. شعر پر از احساسات عمیق و دردناک است و شاعر از دلبستگیهای خود نیز سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و گاهی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا، ستم و دردهای عاطفی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۱۰۸۵ - از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!
از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!
برگیر ز خاک رهم ای دست کرم، های! ۱
سرگرمی ام از آتش سوزان ته پاست
های آبلهٔ پای طلب ساغر جم، های! ۲
غیر از تو ندانم به که گویم ز جفایت
از دست تو پیش که روم های ستم، های! ۳
ازمنت احسان تو داغ است دل ما
دلسوزتری از تو ندیدم الم، های! ۴
فریاد که از هر خم آن طرهٔ مشکین
در بند فرنگ است دلم های، دلم، های ۵
سر از گره ابروی بیداد نپیچیم
جویا به همان قبضهٔ شمشیر قسم های ۶
برگیر ز خاک رهم ای دست کرم، های! ۱
سرگرمی ام از آتش سوزان ته پاست
های آبلهٔ پای طلب ساغر جم، های! ۲
غیر از تو ندانم به که گویم ز جفایت
از دست تو پیش که روم های ستم، های! ۳
ازمنت احسان تو داغ است دل ما
دلسوزتری از تو ندیدم الم، های! ۴
فریاد که از هر خم آن طرهٔ مشکین
در بند فرنگ است دلم های، دلم، های ۵
سر از گره ابروی بیداد نپیچیم
جویا به همان قبضهٔ شمشیر قسم های ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۴ - چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۶ - جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.