این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به زیباییهای معنوی و تأثیرگذاری عشق الهی و حسن باطنی میپردازد. شاعر از عناصری مانند نور، آتش، خاک، و گل آدم برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده و بر اهمیت دل به عنوان جلوهگاه حسن الهی تأکید میکند. همچنین، از نقاش شورانگیز و نقشهای بیانگر او سخن میگوید که زنگار از دل میزداید. در ادامه، به تأثیر شیرینزبانی و لطف الهی اشاره شده و در پایان، از قدم خوبان و تأثیر آن بر دل سخن به میان آمده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۳ - آنکه نور دیده سازد روی آتش ناک را
سرمه چشم ملایک ساخت مشتی خاک را ۱
گر دل آدم نبودی جلوه گاه حسن او
با گل آدم چه نسبت بود جان پاک را ۲
آه ازین نقاش شورانگیز کز نقش بیان
زنگ از دل می برد آیینه ادراک را ۳
تا ابد از صورت شیرین لبان پرویزوار
دیده از حیرت ببندد خسرو افلاک را ۴
هر که کرد از شکر لطف خودش شیرین زبان
زهر حسرت میدهد نوش لبش تریاک را ۵
ای که می گویی خرام قدم خوبان دل برد
این خرامیدن که داد آن قامت چالاک را ۶
گر نکردی خون اهلی چشم خوبان را حلال
تیغ خونریزی ندادی غمزه بی باک را ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.