هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و بیقراری خود سخن میگوید. او از رنجهای عشق و جدایی مینالد و تنها چارهی خود را در وصل به معشوق میداند. تهمتهای ناروا و بیوفایی معشوق، او را آزار میدهد و از سنگدلی معشوق شکایت دارد. شاعر خود را پروردهی ناز و کرشمهی معشوق میداند و از او میخواهد که به حالش رحم کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیدهی انسانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۲ - ای داده زآستان خود آورارگی مرا
ای داده زآستان خود آورارگی مرا
در خاک ره نشانده بیکبارگی مرا ۱
ازبسکه خون خورم زغمت بیخود اوفتم
مردم نهند تهمت میخوارگی مرا ۲
دردا که هست چاره کارم هلاک و نیست
غیر از تو چاره ساز به بیچارگی مرا ۳
باری چو دل شکسته ز سنگ جداییم
ای سنگدل گذار به نظارگی مرا ۴
آن میر مجلسی که تو را شمع جمع کرد
پروانه داده است به آوارگی مرا ۵
پرورده کرشمه لطفت چو اهلیم
حیف است اگر کشی بستمکارگی مرا ۶
در خاک ره نشانده بیکبارگی مرا ۱
ازبسکه خون خورم زغمت بیخود اوفتم
مردم نهند تهمت میخوارگی مرا ۲
دردا که هست چاره کارم هلاک و نیست
غیر از تو چاره ساز به بیچارگی مرا ۳
باری چو دل شکسته ز سنگ جداییم
ای سنگدل گذار به نظارگی مرا ۴
آن میر مجلسی که تو را شمع جمع کرد
پروانه داده است به آوارگی مرا ۵
پرورده کرشمه لطفت چو اهلیم
حیف است اگر کشی بستمکارگی مرا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - گر بفانوس خیال آیی چو شمع اغیار را
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.