هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و اشتیاق به معشوق سخن می‌گوید. شاعر از دل‌پژمرده‌اش که با بوی معشوق جان می‌گیرد، یاد می‌کند و معشوق را به معجزات و زیبایی‌های طبیعت تشبیه می‌نماید. او از رنج‌های عشق و وفاداری خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که با وجود جور و ستم، او را از خود دور نکند. شعر پر از تصاویر زیبا و استعاره‌های عرفانی است که نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات شاعر است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۸۶ - باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماست

باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماست
معجز عیسا که می گویند بوی آشناست ۱

مردم از این رفتن و باز آمدن بنشین دمی
کان چنین بالا به هر شکلی که می بینم بلاست ۲

گر قدت سروست گلشن جنت بود
ور رخت آیینه است آیینه گیتی نماست ۳

تیره بختم یار از آن یک ذره با من تیره است
ورنه آن خورشید با ذرات عالم در صفاست ۴

گر وفایی می کنی ما را مکش از جور خویش
کانچه پیش دیگران جورست پیش ما وفاست ۵

کوی تو شب تا به روز از برق آهی روشن است
روشن است ای شمع من کین روشنایی از کجاست ۶

خسته تیغ بلا نا کشتنش از رحم نیست
رحمتی گرمی کنی تیغی بزن کامش رواست ۷

خاک کویترا بآب چشم خود گل کرده ام
گر کسی آنجا فتد عیب تو نبود جرم ماست ۸

از خیال طاق ابرویت که محراب دل است
اهلی سرگشته روز و شب به محراب دعاست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۵ - گر ساقی بدمست به خشم از بر ما رفت
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - گر کعبه نشین بامن مستش سر ناز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.