هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر نیاز و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر از خودپسندی بیزار است و راه اهل دل را تنها درد و نیازمندی می‌داند. او با اشاره به بلندی قامت معشوق، ناز و غرور را بی‌معنی می‌خواند. همچنین، درمان بیماری عشق را تنها در لبان شیرین معشوق می‌جوید و نماز زنده‌دلان را نیازمندی می‌داند. در پایان، خروش مرغ سحر و زخم مستمندی را عمیق‌ترین دردها توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'لبان قندی' و 'مستمندی' ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشند.

شماره ۱۰۶ - نیازمند ترا رسم خود پسندی نیست

نیازمند ترا رسم خود پسندی نیست
طریق اهل دلان غیر دردمندی نیست ۱

به خلق و لطف تو نازیم ای سهی بالا
که سرو قد تورا ناز سر بلندی نیست ۲

مریض عشق تورا شربت طبیب چه سود
دوای خسته دلان جز لبان قندی نیست ۳

مرا سجود نیاز از نماز شیخ به است
نماز زنده دلان جز نیازمندی نیست ۴

خروش مرغ سحر زارتر بود اهلی
جراحتی بتر از زخم مستمندی نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - گرچه حسن همه کس آفت اهل نظرست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - باز از سر زلف دل آشفته خبر یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.