هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و خود را فدایی معشوق میداند. او از خاک ره و ذرات هوا به عنوان نمادهایی از عشق و اشتیاق یاد میکند و معشوق را همچون آهوی حرم توصیف میکند که دیگران را به قربانگاه عشق میکشاند. شاعر خود را سگ یار معشوق میخواند و عشق را عاملی میداند که دامن اهلی را چاک چاک کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۴ - من سری دارم که بر خاک ره از جولان اوست
من سری دارم که بر خاک ره از جولان اوست
هرکه بردارد زخاک ره سر من زان اوست ۱
او که خواهد در خم چوگان سرماهمچو گوی
گوییا کاینک سرما و سر میدان اوست ۲
گر بخون غلطان نشد زان زلف چون چوگان دلم
این گنه از گو نبود از جانب چوگان اوست ۳
پیش آهوی حرم صاحبدلان قربان شوند
من سگ یارم که آهوی حرم قربان اوست ۴
در هوا هر ذره خاکی مردم چشمی بود
بسکه چشم عاشقان خاک ره از جولان اوست ۵
دامن اهلی که چاک از عشق شد چون دوزیش
تا بدامان قیامت چاک در دامان اوست ۶
هرکه بردارد زخاک ره سر من زان اوست ۱
او که خواهد در خم چوگان سرماهمچو گوی
گوییا کاینک سرما و سر میدان اوست ۲
گر بخون غلطان نشد زان زلف چون چوگان دلم
این گنه از گو نبود از جانب چوگان اوست ۳
پیش آهوی حرم صاحبدلان قربان شوند
من سگ یارم که آهوی حرم قربان اوست ۴
در هوا هر ذره خاکی مردم چشمی بود
بسکه چشم عاشقان خاک ره از جولان اوست ۵
دامن اهلی که چاک از عشق شد چون دوزیش
تا بدامان قیامت چاک در دامان اوست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - جز از وصال تو با کس سر وصولم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - لوح خاک ما به خون نقش از دل صد چاک ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.