هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، درد دلهای بیپاسخ و ناامیدی از رسیدن به آرزوهای عاشقانه مینالد. همچنین، به مفاهیمی مانند اسارت در عشق، قساوت معشوق و ناتوانی در رهایی از این دردها اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خونریز' و 'کشته شدن' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۱۸ - آن شوخ سوارست و سوی ما گذرش نیست
آن شوخ سوارست و سوی ما گذرش نیست
خورشید بلندست و شب ما سحرش نیست ۱
تا کار دل ما بکجا میرسد آخر
کز غمزه خون ریز جوانان حذرش نیست ۲
اکنون که به عاشق کشی آن شوخ خبر داد
عاشق چه نشیند مگر از خود خبرش نیست ۳
بیچاره اسیری که گرفتار بتان شد
جز کشته شدن هیچ دوای دگرش نیست ۴
گر چرخ دهد عرض تحمل زمه و مهر
اهلی سگ یارست بدینها ...رش نیست ۵
خورشید بلندست و شب ما سحرش نیست ۱
تا کار دل ما بکجا میرسد آخر
کز غمزه خون ریز جوانان حذرش نیست ۲
اکنون که به عاشق کشی آن شوخ خبر داد
عاشق چه نشیند مگر از خود خبرش نیست ۳
بیچاره اسیری که گرفتار بتان شد
جز کشته شدن هیچ دوای دگرش نیست ۴
گر چرخ دهد عرض تحمل زمه و مهر
اهلی سگ یارست بدینها ...رش نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - بر صید حرم تیغ مزن زانکه حرام است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.