هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق و اشتیاق به دیدار معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، عشق و وفاداری خود را نشان میدهد و از جفا و دوری معشوق شکایت میکند. او معشوق را به فرشتهای مهربان و بلندهمت تشبیه میکند و آرزو میکند که ای کاش دیگران نیز به گردن او برسند. در پایان، شاعر به امید روزی میماند که نور معشوق به او بتابد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۷ - آنچه غم تو کرد اگر بازرسم به دیدنت
آنچه غم تو کرد اگر بازرسم به دیدنت
فرق من است و پای تو دست من است و دامنت ۱
ای به فرشته سیرتی آیت رحمت و کرم
با همه کس وفا کنی این چه جفاست با منت ۲
سرو بلند همتی کی به تو میرسد کسی
ور برسد کجا رسد دست کسی به گردنت ۳
روشنی دو چشم ما خاک رهت شد از صفا
سرمه چشم دوستان کوری چشم دشمنت ۴
داغ تو سوخت جان من از تو چه پوشم این سخن
بلکه چو شمع کفته شد زاب دو دیده روشنت ۵
آنکه ندیده روز و شب وصف بهشت می کند
وه چه قیامتی بود گر برسد به گلشنت ۶
اهلی از آفتاب خود دور اگر بمانده یی
صبر کن که عاقبت رسد روشنیی به روزنت ۷
فرق من است و پای تو دست من است و دامنت ۱
ای به فرشته سیرتی آیت رحمت و کرم
با همه کس وفا کنی این چه جفاست با منت ۲
سرو بلند همتی کی به تو میرسد کسی
ور برسد کجا رسد دست کسی به گردنت ۳
روشنی دو چشم ما خاک رهت شد از صفا
سرمه چشم دوستان کوری چشم دشمنت ۴
داغ تو سوخت جان من از تو چه پوشم این سخن
بلکه چو شمع کفته شد زاب دو دیده روشنت ۵
آنکه ندیده روز و شب وصف بهشت می کند
وه چه قیامتی بود گر برسد به گلشنت ۶
اهلی از آفتاب خود دور اگر بمانده یی
صبر کن که عاقبت رسد روشنیی به روزنت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - شاهباز عشق سیری کرد بر بالا و پست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - هر کو ندید خواب و نداند که خورد چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.