خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از درد عشق و جراحتهای دل سخن میگوید. او زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل خود را توصیف میکند و بیان میدارد که با وجود درد و رنج عشق، همچنان به آن عشق میورزد. همچنین، شاعر به زیباییهای کلام و ملاحت سخن اشاره میکند و از صفای دل و صداقت در عشق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۵۸ - گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است
گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است
مارا ز زخم تیر بتان چشم راحت است ۱
گل راست حسن و بسته دهان مرا نمک
حسن نکو بسی است سخن در ملاحت است ۲
زنگ از دلم ببرد جمالش که از صفا
چون حسن صادقان همه حسن و صباحت است ۳
ما درد پروریم و نیاز آر آرزو
مره م نمی خرد دل ما تا جراحت است ۴
اهلی حکایت غم دل شرح می دهد
او را ز گفتگو نه هوای فصاحت است ۵
مارا ز زخم تیر بتان چشم راحت است ۱
گل راست حسن و بسته دهان مرا نمک
حسن نکو بسی است سخن در ملاحت است ۲
زنگ از دلم ببرد جمالش که از صفا
چون حسن صادقان همه حسن و صباحت است ۳
ما درد پروریم و نیاز آر آرزو
مره م نمی خرد دل ما تا جراحت است ۴
اهلی حکایت غم دل شرح می دهد
او را ز گفتگو نه هوای فصاحت است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - ببین که کار من از غم چه سخت افتادست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - آنی که فتنها همه از یک نگاه تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.