هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دوری از معشوق و آرزوی وصال او میگوید. او از جور و نامهربانی معشوق شکایت دارد و زندگی بدون او را بیمعنا میداند. در نهایت، شاعر از مستی و بیاختیاری خود سخن میگوید و آرزوی مرگ و رهایی از این درد را دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و مستی ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.
شماره ۱۶۰ - دوستان خواب اجل بی وصل یارم آرزوست
دوستان خواب اجل بی وصل یارم آرزوست
بیقرارم دور ازو یکدم قرارم آرزوست ۱
کار او جور است بامن جان بنومیدی کنم
ورنه چون شد مهربان بوس و کنارم آرزوست ۲
زندگی می بایدم چندانکه میرم پیش او
ورنه دیگر بهر چه کارم آرزوست ۳
اختیار از دست از آن دادم بمستی ای حریف
کامشب از می گریه بی اختیارم آرزوست ۴
حال من اهلی نگر کز درد آن نامهربان
آرزو دارم بمرگ و صد هزارم آرزوست ۵
بیقرارم دور ازو یکدم قرارم آرزوست ۱
کار او جور است بامن جان بنومیدی کنم
ورنه چون شد مهربان بوس و کنارم آرزوست ۲
زندگی می بایدم چندانکه میرم پیش او
ورنه دیگر بهر چه کارم آرزوست ۳
اختیار از دست از آن دادم بمستی ای حریف
کامشب از می گریه بی اختیارم آرزوست ۴
حال من اهلی نگر کز درد آن نامهربان
آرزو دارم بمرگ و صد هزارم آرزوست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - آنی که فتنها همه از یک نگاه تست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - تا چند باشد این غم پنهان که با من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.