هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و بیمیلی به دنیا و لذتهای آن سخن میگوید. او احساس میکند که بختش یاری نکرده و از دو جهان (دنیا و آخرت) خاطرش تنگ شده است. عمر را مانند برق زودگذر میداند و معتقد است که طبیعت جهان بر پایه نادرستی استوار است. شاعر خود را خاک پای معشوق میداند و عشق و پرستش او را نشانهای از اعتقاد نیک میشمارد، نه بدعت.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و زودگذر بودن عمر ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۸۱ - منم که حاصل من غیر نامرادی نیست
منم که حاصل من غیر نامرادی نیست
درخت بخت مرا برگ عیش و شادی نیست ۱
ز فسحت دو جهان خاطرم به تنگ آمد
فراغت دل مجنون بهیچ وادی نیست ۲
چون برق میگذرد عمر بر فروز از وی
چراغ عیش که تا چشم بر گشادی نیست ۳
گمان مبر که فلاک با توراست خواهد شد
که در طبیعت او غیر کج نهادی نیست ۴
بر آستان تو خاکیم و چشم همت ما
بتخت خسروی و تاج کیقبادی نیست ۵
پرستش تو ز نیک اعتقادی اهلی است
طریق اهل محبت بد اعتقادی نیست ۶
درخت بخت مرا برگ عیش و شادی نیست ۱
ز فسحت دو جهان خاطرم به تنگ آمد
فراغت دل مجنون بهیچ وادی نیست ۲
چون برق میگذرد عمر بر فروز از وی
چراغ عیش که تا چشم بر گشادی نیست ۳
گمان مبر که فلاک با توراست خواهد شد
که در طبیعت او غیر کج نهادی نیست ۴
بر آستان تو خاکیم و چشم همت ما
بتخت خسروی و تاج کیقبادی نیست ۵
پرستش تو ز نیک اعتقادی اهلی است
طریق اهل محبت بد اعتقادی نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۰ - کسی زکعبه کوی تو نامراد نرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۲ - عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.