هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که معشوق خود را با وجود جمال و زیباییاش، بلای جان خود میداند. او از رنجهای عشق، حسادت رقیبان و آزار مدعیان میگوید، اما با این حال، عشق و وفای معشوق را ستایش میکند و خود را بهخاطر این عشق فداکار میداند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا بهدرستی درک شوند.
شماره ۱۸۳ - هرچند که یوسف بجمال از همه بیش است
هرچند که یوسف بجمال از همه بیش است
حسن نمکین تو بلای دل ریش است ۱
چون گل همه تن آب حیاتی تو ولیکن
چون خار دل آزار رقیبت همه نیش است ۲
در دوستی مدعیان نیست جز آزار
هر کو ببدان دوست شود دشمن خویشست ۳
دشمن ببرادر صفتی دوست نگردد
یوسف نگر ای مه که چه آزرده خویش است ۴
مارا چه غم از مهر تو گر کم شد اگر بیش
کوته نظران را نظر اندر کم و بیش است ۵
کام دلم ایکافر بدکیش کرم کن
آخر چو ترا مهر و وفا در همه کیش است ۶
در کوی تو اهلی چه بود از همه واپس
زیرا که بجانبازی و مهر از همه پیش است ۷
حسن نمکین تو بلای دل ریش است ۱
چون گل همه تن آب حیاتی تو ولیکن
چون خار دل آزار رقیبت همه نیش است ۲
در دوستی مدعیان نیست جز آزار
هر کو ببدان دوست شود دشمن خویشست ۳
دشمن ببرادر صفتی دوست نگردد
یوسف نگر ای مه که چه آزرده خویش است ۴
مارا چه غم از مهر تو گر کم شد اگر بیش
کوته نظران را نظر اندر کم و بیش است ۵
کام دلم ایکافر بدکیش کرم کن
آخر چو ترا مهر و وفا در همه کیش است ۶
در کوی تو اهلی چه بود از همه واپس
زیرا که بجانبازی و مهر از همه پیش است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - روی کسی چو صورت آینه سوی تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.