هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و فداکاری خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او رحم کند. او معشوق را به خاطر زیبایی و بزرگیاش ستایش میکند و از درد دل خود میگوید. شاعر همچنین از مستی عشق و تأثیر آن بر روح و روان سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژگان و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۹۲ - مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
تو خواهی ام کش و خواهی رقیب بد کیشت ۱
ترا بشاهی حسن آن بزرگی از بختست
که آفتاب کم از ذره یی بود پیشت ۲
جراحت دل من تازه تر شد از نمکت
اگر چه گرم کنی مرهم دل ریشت ۳
ز مومیایی شمع وصال رحمی کن
به دلشکستگی عاشقان درویشت ۴
به ذوق مستی عشق آن زمان رسی ای دل
که طعم نوش دهد نشتر بد اندیشت ۵
بدان دو آهوی مجنون شکار او اهلی
مکن نگاه که بیگانه سازد از خویشت ۶
تو خواهی ام کش و خواهی رقیب بد کیشت ۱
ترا بشاهی حسن آن بزرگی از بختست
که آفتاب کم از ذره یی بود پیشت ۲
جراحت دل من تازه تر شد از نمکت
اگر چه گرم کنی مرهم دل ریشت ۳
ز مومیایی شمع وصال رحمی کن
به دلشکستگی عاشقان درویشت ۴
به ذوق مستی عشق آن زمان رسی ای دل
که طعم نوش دهد نشتر بد اندیشت ۵
بدان دو آهوی مجنون شکار او اهلی
مکن نگاه که بیگانه سازد از خویشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - ای پری وش نمک حسن تو رشک ملک است
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.