هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق و فداکاری بیحد شاعر به معشوق است. شاعر خود را فدای معشوق میکند و از نالههای عاشقانه و امید به وفای معشوق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به داستان یوسف و زلیخا دارد و در نهایت، گدایی در برابر معشوق را برتری میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و ادبی مانند داستان یوسف و زلیخا نیاز به دانش پیشینه دارد.
شماره ۱۹۳ - ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
جان من و جان همه عالم به فدایت ۱
در خلوت دل شو که چه جای دگران است
بالله که جان هم نتوان دید به جایت ۲
در حشر قیامت بود آن دم که شهیدان
خیزند و سراسیمه درافتند به پایت ۳
گر کشته شوم بهر تو یکبار بکو حیف
تا زنده شوم از نفس روح فزایت ۴
بسیار زند بر سر خود سنگ ندامت
آن کو دل و دین باخت به امید وفایت ۵
جایی که زلیخا نکند ناله ز یوسف
زن بهتر از آن مرد که نالد ز جفایت ۶
اهلی، به گدایی ز تو خرسند شد اما
شاهنشه حسنی چه غم از حال گدایت ۷
جان من و جان همه عالم به فدایت ۱
در خلوت دل شو که چه جای دگران است
بالله که جان هم نتوان دید به جایت ۲
در حشر قیامت بود آن دم که شهیدان
خیزند و سراسیمه درافتند به پایت ۳
گر کشته شوم بهر تو یکبار بکو حیف
تا زنده شوم از نفس روح فزایت ۴
بسیار زند بر سر خود سنگ ندامت
آن کو دل و دین باخت به امید وفایت ۵
جایی که زلیخا نکند ناله ز یوسف
زن بهتر از آن مرد که نالد ز جفایت ۶
اهلی، به گدایی ز تو خرسند شد اما
شاهنشه حسنی چه غم از حال گدایت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.