هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که محبوب او مانند آفتاب آشکار است و نیازی به معرفی ندارد. او اشاره میکند که افراد کوتهنظر فقط به ظواهر مینگرند، در حالی که او به عمق و حقیقت توجه دارد. شاعر همچنین از درد عشق و سوختن در راه محبت سخن میگوید و تأکید میکند که دشمنان با طعنههای خود نمیتوانند حقیقت را پنهان کنند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۴ - محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
چون آفتاب بر همه روشن بود که کیست ۱
کوته نظر مشاهده برق عیش کرد
ما را نظر به سوخته خرمن بود که کیست ۲
حاجت به قصه نیست که در دل که خانه ساخت
کو خود عیان ز چاک دل من بود که کیست ۳
چون پوشم آن حریف که همسایه را چو شمع
روشن ز روشنایی روزن بود که کیست ۴
دشمن به طعنه گفت که اهلی ترا که سوخت؟
ظاهر هم از حکایت دشمن بود که کیست ۵
چون آفتاب بر همه روشن بود که کیست ۱
کوته نظر مشاهده برق عیش کرد
ما را نظر به سوخته خرمن بود که کیست ۲
حاجت به قصه نیست که در دل که خانه ساخت
کو خود عیان ز چاک دل من بود که کیست ۳
چون پوشم آن حریف که همسایه را چو شمع
روشن ز روشنایی روزن بود که کیست ۴
دشمن به طعنه گفت که اهلی ترا که سوخت؟
ظاهر هم از حکایت دشمن بود که کیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.