خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از سوختن در آتش عشق و نامرادیهایش مینالد، اما با وجود همه دردها، همچنان به معشوق وفادار است. او از آزمونهای سخت عشق میگوید و اینکه تنها اهل دل میتوانند به وصال برسند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و ناکامی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۹۹ - دل کباب ز خوناب دیده بد نام است
دل کباب ز خوناب دیده بد نام است
بسوختیم و هنوز از تو کار ما خام است ۱
اگر نه مهر تو می ورزد آفتاب چرا
ملازم سر کوی تو صبح تا شام است ۲
بیا و جرعه مستان غم به رغبت نوش
که صاف شیشه افلاک درد این جام است ۳
غرور حسن ببین و نیاز عشق که ما
دعای خیر کنیم و جواب دشنام است ۴
ادب ز کف مده از امتحان عشق بترس
که خاصه بهر همین شیوه عاشقی عام است ۵
کسی که طالب گنج وصال شد اهلی
اگر نه در دهن اژدهاست ناکام است ۶
بسوختیم و هنوز از تو کار ما خام است ۱
اگر نه مهر تو می ورزد آفتاب چرا
ملازم سر کوی تو صبح تا شام است ۲
بیا و جرعه مستان غم به رغبت نوش
که صاف شیشه افلاک درد این جام است ۳
غرور حسن ببین و نیاز عشق که ما
دعای خیر کنیم و جواب دشنام است ۴
ادب ز کف مده از امتحان عشق بترس
که خاصه بهر همین شیوه عاشقی عام است ۵
کسی که طالب گنج وصال شد اهلی
اگر نه در دهن اژدهاست ناکام است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.