هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و فداکاری در راه آن سخن میگوید. شاعر عشق را گنجی جاودانه میداند که حتی پس از مرگ نیز باقی میماند. او از ملامتهای دیگران نمیهراسد و حاضر است در راه عشق حتی به عنوان سگ کوی مغان شناخته شود. شعر همچنین به مفاهیمی مانند وصال، هجران، و پذیرش بلا در راه عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'سگ کوی مغان' یا 'کنج سلامت' نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
شماره ۲۰۹ - گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است
گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است
عشق گنجی است که تا روز قیامت باقی است ۱
پیش تابوت من ای نخل خرامان بگذر
که هنوزم هوس این قد و قامت باقی است ۲
هر که در پای سگت کشته نشد روز وصال
گرچه جان داد به هجر تو غرامت باقی است ۳
گر کشندت بملامت نکنی توبه ز عشق
سخن من بشنو ورنه ملامت باقی است ۴
من سگ کوی مغانم که درین قحط کرم
نیست جز میکده جایی که کرامت باقی است ۵
اهلی از سر بگذر یا بکناری بنشین
گر نیی مرد بلا کنج سلامت باقی است ۶
عشق گنجی است که تا روز قیامت باقی است ۱
پیش تابوت من ای نخل خرامان بگذر
که هنوزم هوس این قد و قامت باقی است ۲
هر که در پای سگت کشته نشد روز وصال
گرچه جان داد به هجر تو غرامت باقی است ۳
گر کشندت بملامت نکنی توبه ز عشق
سخن من بشنو ورنه ملامت باقی است ۴
من سگ کوی مغانم که درین قحط کرم
نیست جز میکده جایی که کرامت باقی است ۵
اهلی از سر بگذر یا بکناری بنشین
گر نیی مرد بلا کنج سلامت باقی است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - من که چون شمع ز داغ تو صدم روشنی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.