هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید، از رقیبی که مانع دیدار یار شده، از ستارهٔ نحس و روزگار بدی که گریبانش را گرفته. او از اشکها و دلشکستگیهایش مینالد و از کسی یاد میکند که پس از دیدن یار، شرمسار شده است. شاعر در نهایت به بادهنوشی پناه میبرد و از اینکه خاکش به باد رفته خوشحال است، چرا که یارش آینهای پاک از غبار وجود او شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند بادهنوشی و رنجهای عشق ممکن است برای مخاطبان کمسنتر نامناسب باشد.
شماره ۲۳۰ - رقیب مانع دیدار یار من شده است
رقیب مانع دیدار یار من شده است
عجب ستاره نحسی دچار من شده است ۱
برزوگار که این فتنه بود کز خط تو
بلای جان من و روزگار من شده است ۲
بخون دیده و دل لعبتی که پروردم
چرا چو گوهر اشک از کنار من شده است ۳
کسی که از غم عشق تو عیب من میکرد
چو دید روی ترا شرمسار من شده است ۴
بیار باده و بی اختیارم از می کن
چرا که کار من از اختیار من شده است ۵
از آن خوشم که چو اهلی، بباد شد خاکم
که یارش آینه صاف از غبار من شده است ۶
عجب ستاره نحسی دچار من شده است ۱
برزوگار که این فتنه بود کز خط تو
بلای جان من و روزگار من شده است ۲
بخون دیده و دل لعبتی که پروردم
چرا چو گوهر اشک از کنار من شده است ۳
کسی که از غم عشق تو عیب من میکرد
چو دید روی ترا شرمسار من شده است ۴
بیار باده و بی اختیارم از می کن
چرا که کار من از اختیار من شده است ۵
از آن خوشم که چو اهلی، بباد شد خاکم
که یارش آینه صاف از غبار من شده است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - گذشت در هوست عمر و یک نفس باقی است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - حسن تو گرچه با همه کس در تجلی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.