هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به زیباییهای طبیعت، می و مستی، عشق و جفای معشوق، و تقدیر انسانها اشاره دارد. شاعر از اقبال بلند، بیگناهی و گناه، پادشاهان و بتان، و مستی و خرابات سخن میگوید. در نهایت، او به سرنوشت و بخت انسانها میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۷ - گر چو گل در کف ما جام می صبحگهی است
گر چو گل در کف ما جام می صبحگهی است
آنهم از سایه اقبال تو ای سرو سهی است ۱
بهر جان هر که دم از بی گنهی زد بکشش
چه گناهش بتر از دعوی این بی گنهی است ۲
پادشاهان همه شب پاس درت میدارند
پاسبانی بسر کوی بتان پادشهی است ۳
ایکه در بند بتانی ز جفا داد مزن
زانکه رسم و ره اینطایفه بی رسم و رهی است ۴
آه مستان خرابات خدا رد نکند
بلکه مقبول تر از زمزمه خانقهی است ۵
سرخ رویند چو گل اهلی ازین باغ همه
بلبل سوخته از بخت خودش روسیهی است ۶
آنهم از سایه اقبال تو ای سرو سهی است ۱
بهر جان هر که دم از بی گنهی زد بکشش
چه گناهش بتر از دعوی این بی گنهی است ۲
پادشاهان همه شب پاس درت میدارند
پاسبانی بسر کوی بتان پادشهی است ۳
ایکه در بند بتانی ز جفا داد مزن
زانکه رسم و ره اینطایفه بی رسم و رهی است ۴
آه مستان خرابات خدا رد نکند
بلکه مقبول تر از زمزمه خانقهی است ۵
سرخ رویند چو گل اهلی ازین باغ همه
بلبل سوخته از بخت خودش روسیهی است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۶ - کی آب خضر همدم طبع سلیم ماست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۸ - ذره چون خورشید گردد طالع و لامع خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.