خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و دردهای ازلی سخن می‌گوید که با گذشت زمان تغییری نکرده است. عاشقان همواره در رنج و زردرویی‌اند و شب‌ها نیز آرامش ندارند. شاعر خود را زنده و معشوق را سوخته می‌داند و بر این باور است که عشق و غم آن از روز ازل همراه انسان بوده است.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار باشد. همچنین، برخی از واژگان و تصاویر به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۶۹ - بود از ازلم درد تو وین درد همان است

بود از ازلم درد تو وین درد همان است
عشقت ز ازل هرکه رقم کرد همان است ۱

هرچند بهار آمد و ایام خزان رفت
عشاق ترا رنگ رخ زرد همان است ۲

آمد شب و آسوده خوابند جهانی
فریاد و فغان سگ شبگرد همان است ۳

من زنده و تو سوخته یی مدعیان را
بر آینه خاطر من گرد همان است ۴

اهلی بود از روز ازل مرد غم عشق
گر روز نه آنست ولی مرد همان است ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - بس شکل خوب چرخ کشید و خراب ساخت
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - عید قربان شد و سر در ره جولان تو رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.