هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق یا ذات الهی است. شاعر از فداکاری و از دست دادنهای خود در راه معشوق سخن میگوید و از درد فراق و حرمان شکایت میکند. تصاویر شعری مانند قربانی کردن سر، آفتاب مشرق حسن، چشمه حیات و نخل بلند، همگی بر شدت عشق و ایثار شاعر تأکید دارند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیاز به درک و تجربهی عاطفی بالاتری دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۷۰ - عید قربان شد و سر در ره جولان تو رفت
عید قربان شد و سر در ره جولان تو رفت
من سری داشتم آن نیز بقربان تو رفت ۱
این چه شکل است و شمایل مگر از مشرق حسن
آفتابی که بر آمد بگریبان تو رفت ۲
لذت درد سکندر خضر امروز چشید
که بحسرت ز لب چشمه حیوان تو رفت ۳
رفت جان بهر تو بر باد ولی بر تو چه غم؟
چه تفاوت که نسیمی ز گلستان تو رفت ۴
نه که حرمان تو تنها دل من برد بخاک
کز جهان هرکه برون رفت بحرمان تو رفت ۵
اهلی آن شد که کند میل تو آن نخل بلند
میوه شاخ امید از لب و دندان تو رفت ۶
من سری داشتم آن نیز بقربان تو رفت ۱
این چه شکل است و شمایل مگر از مشرق حسن
آفتابی که بر آمد بگریبان تو رفت ۲
لذت درد سکندر خضر امروز چشید
که بحسرت ز لب چشمه حیوان تو رفت ۳
رفت جان بهر تو بر باد ولی بر تو چه غم؟
چه تفاوت که نسیمی ز گلستان تو رفت ۴
نه که حرمان تو تنها دل من برد بخاک
کز جهان هرکه برون رفت بحرمان تو رفت ۵
اهلی آن شد که کند میل تو آن نخل بلند
میوه شاخ امید از لب و دندان تو رفت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - بود از ازلم درد تو وین درد همان است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - سینه ایصوفی اگر صاف است چو آیینه ات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.