هوش مصنوعی:
یک روستایی الاغ خود را از دست داد و برای محافظت از مزرعهاش، سر الاغ را بر روی یک درخت تاک آویزان کرد. یک پیرمرد دانا که از آنجا میگذشت، به او خندید و گفت که این کار بیفایده است، زیرا الاغ حتی نمیتوانست از خودش در برابر آسیب محافظت کند، چه برسد به مزرعه. این متن به ناتوانی و بیفایده بودن برخی اقدامات بیمنطق اشاره میکند.
رده سنی:
12+
این متن دارای مفاهیم تمثیلی و طنزآمیز است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به درک نسبی از مفاهیم فلسفی و اجتماعی دارد که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
حکایت - یکی روستایی سقط شد خرش
یکی روستایی سقط شد خرش
علم کرد بر تاک بستان سرش ۱
جهاندیده پیری بر او برگذشت
چنین گفت خندان به ناطور دشت ۲
مپندار جان پدر کاین حمار
کند دفع چشم بد از کشتزار ۳
که این دفع چوب از در کون خویش
نمیکرد تا ناتوان مرد و ریش ۴
چه داند طبیب از کسی رنج برد
که بیچاره خواهد خود از رنج مرد؟ ۵
علم کرد بر تاک بستان سرش ۱
جهاندیده پیری بر او برگذشت
چنین گفت خندان به ناطور دشت ۲
مپندار جان پدر کاین حمار
کند دفع چشم بد از کشتزار ۳
که این دفع چوب از در کون خویش
نمیکرد تا ناتوان مرد و ریش ۴
چه داند طبیب از کسی رنج برد
که بیچاره خواهد خود از رنج مرد؟ ۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۵
۷۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت طبیب و کرد
گوهر بعدی:حکایت - شنیدم که دیناری از مفلسی
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۴۰۰/۴/۱۳ ۰۵:۲۴
فکر کنم با جمله زیر هم معنی باشه
" کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی "