هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه بیانگر عشق عمیق و بیقید و شرط به معشوق است. شاعر تأکید میکند که عشق واقعی به معنای محرومیت از معشوق است، نه نزدیکی به او. او تمام جهان را در برابر معشوق ناچیز میشمرد و حاضر است همه چیز را فدای یک موی معشوق کند. زخمهای عشق را بر رحمت رقیب ترجیح میدهد و امیدش را از لبهای جانپرور معشوق میگیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و پیچیده است که درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۸۱ - عاشق آن نیست که شد محرم و همدم بر دوست
عاشق آن نیست که شد محرم و همدم بر دوست
عاشق آنست که محروم بود از در دوست ۱
گر فلک هر دو جهان در نظرم عرض کند
در دلم نقش نبندد بجز از پیکر دوست ۲
برو ایخواجه مگو از سر یوسف بگذر
زانکه مویی بدو عالم ندهم از سر دوست ۳
زخم دلدار به از رحم رقیب است مرا
خوشتر از مرهم اغیار بود نشتر دوست ۴
باز اهلی دهن دوست چو گل خندان است
میوزد جان امید از لب جان پرور دوست ۵
عاشق آنست که محروم بود از در دوست ۱
گر فلک هر دو جهان در نظرم عرض کند
در دلم نقش نبندد بجز از پیکر دوست ۲
برو ایخواجه مگو از سر یوسف بگذر
زانکه مویی بدو عالم ندهم از سر دوست ۳
زخم دلدار به از رحم رقیب است مرا
خوشتر از مرهم اغیار بود نشتر دوست ۴
باز اهلی دهن دوست چو گل خندان است
میوزد جان امید از لب جان پرور دوست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - در بهار نوجوانی باغ ما از گل تهی است
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - دلا، خار ستم از پا برون خواهد شدن وقت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.