هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او از بیقراری و بیتابی خود در راه عشق میگوید و اشاره میکند که هیچچیز جز معشوق برایش اهمیت ندارد. همچنین، شاعر از تنهایی و بیکسی خود در این راه مینالد و تأکید میکند که عشق او را از همه چیز جدا کرده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۹۶ - هرکه برخاست ز سودای تو بر جا ننشست
هرکه برخاست ز سودای تو بر جا ننشست
تا نیفکند به پای تو سر از پا ننشست ۱
عرصه کوی تو صحرای قیامت باشد
زانکه هرگز ز سر کوی تو غوغا ننشست ۲
گرچه عمری بنشستم به سر راه امید
جز سگ کوی تو کس با من شیدا ننشست ۳
دل مجنون نه به دیوانگی از خلق رمید
عقل او بود که با مردم دانا ننشست ۴
داد طوفان سرشکم همه عالم بر باد
در تنور دل من آتش سودا ننشست ۵
گرد راهت به سر سرو سهی باد نشاند
خاک پای تو کجا رفت که بالا ننشست ۶
پهلوی خار کسی سرو سهی را ننشاند
اهلی از یار مشو رنجه که با ما ننشست ۷
تا نیفکند به پای تو سر از پا ننشست ۱
عرصه کوی تو صحرای قیامت باشد
زانکه هرگز ز سر کوی تو غوغا ننشست ۲
گرچه عمری بنشستم به سر راه امید
جز سگ کوی تو کس با من شیدا ننشست ۳
دل مجنون نه به دیوانگی از خلق رمید
عقل او بود که با مردم دانا ننشست ۴
داد طوفان سرشکم همه عالم بر باد
در تنور دل من آتش سودا ننشست ۵
گرد راهت به سر سرو سهی باد نشاند
خاک پای تو کجا رفت که بالا ننشست ۶
پهلوی خار کسی سرو سهی را ننشاند
اهلی از یار مشو رنجه که با ما ننشست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - هزار شکر که مارا سر شکایت نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - غیر سوز و گریه کار عاشق درمانده چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.