هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است که با غم و رنج همراه شده است. شاعر از جفاهای معشوق سخن میگوید اما همچنان عاشقانه به او وفادار است. او از تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود میگوید و حتی جان خود را فدای او میکند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که دیگران در شادی هستند، اما شادی او تنها در غم معشوق است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۰۰ - جان من مسکین که گرفتار غم اوست
جان من مسکین که گرفتار غم اوست
موقوف بیک گوشه چشم کرم اوست ۱
ما مست جفاییم و نخواهیم زساقی
هر جرعه که بی چاشنی زهر غم اوست ۲
عمری است که در مدرسه از فکر دهانش
بحث همه اثبات وجود و عدم اوست ۳
جز دردل ما صورت او نقش نبندد
کاین آینه غیب نما جام جم اوست ۴
صدجان بفدای قلم صورت آنکس
کاین صورت زیبا همه نقش قلم اوست ۵
با باد نشاید خبرش گفت ولیکن
جز باد کرا ره بحریم حرم اوست ۶
شادند حریفان همه از عیش دمادم
خود شادی اهلی بغم دمبدم اوست ۷
موقوف بیک گوشه چشم کرم اوست ۱
ما مست جفاییم و نخواهیم زساقی
هر جرعه که بی چاشنی زهر غم اوست ۲
عمری است که در مدرسه از فکر دهانش
بحث همه اثبات وجود و عدم اوست ۳
جز دردل ما صورت او نقش نبندد
کاین آینه غیب نما جام جم اوست ۴
صدجان بفدای قلم صورت آنکس
کاین صورت زیبا همه نقش قلم اوست ۵
با باد نشاید خبرش گفت ولیکن
جز باد کرا ره بحریم حرم اوست ۶
شادند حریفان همه از عیش دمادم
خود شادی اهلی بغم دمبدم اوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - پیش سرمستان عشقت گلشن و گلخن یکیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - گر صد هزار سال وصالت میسر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.