هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و محبت عمیق و فداکاری سخن میگوید. شاعر از گم شدن یوسف و ناتوانی در یافتن او مینالد و تأکید میکند که حتی بوی او نیز یافت نمیشود. او از فداکاری جان خود برای معشوق میگوید و اشاره میکند که هیچکس به اندازهی او در راه عشق کشته نشده است. همچنین، شاعر از بیوفایی دنیا و انسانها شکایت کرده و تنها وفاداری را در سگان کوچه مییابد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'سگان کوی' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیازمند توضیح باشد.
شماره ۳۲۶ - یافت از یوسف پدر بویی اگر رویش نیافت
یافت از یوسف پدر بویی اگر رویش نیافت
یوسف من آنچنان گمشد که کس بویش نیافت ۱
خاک شو گر مهر ازو داری کز آن خورشید رخ
هرکه خاک ره نشد یکذره ره سویش نیافت ۲
کشته او از محبت تا کسی چون من نشد
معجز عیسی ز سحر چشم جادویش نیافت ۳
جان شیرینم فدایش کرد و هرگر جان من
یک نظر بی زهر چشم از تلخی خویش نیافت ۴
عمر اهلی گرچه در پای سگانش صرف شد
مردمی در هیچکس غیر از سگ کویش نیافت ۵
یوسف من آنچنان گمشد که کس بویش نیافت ۱
خاک شو گر مهر ازو داری کز آن خورشید رخ
هرکه خاک ره نشد یکذره ره سویش نیافت ۲
کشته او از محبت تا کسی چون من نشد
معجز عیسی ز سحر چشم جادویش نیافت ۳
جان شیرینم فدایش کرد و هرگر جان من
یک نظر بی زهر چشم از تلخی خویش نیافت ۴
عمر اهلی گرچه در پای سگانش صرف شد
مردمی در هیچکس غیر از سگ کویش نیافت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۵ - گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۷ - هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.