هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، وفاداری و ارزشهای انسانی میپردازد. شاعر از پیر مغان به عنوان نماد عشق و معرفت یاد میکند و تأکید میکند که وفاداری و عشق حقیقی ارزشمندتر از ظواهر دنیوی است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و نمادهای به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۶ - پیر مغان گدای درش همچو ما بسی است
پیر مغان گدای درش همچو ما بسی است
ما خود کسی نه ایم ولی پیر ما کسی است ۱
گر بهر دوست کوهکنی مرد قصه چیست
در وادی محبت ازین کشته ها بسی است ۲
هرگل که نیست بوی وفا دارییی در او
گر هم گل بهشت بود پیش ما خسی است ۳
بادا فدای قامت طوبی خرام او
هرجا که سرونازی و شمشاد نورسی است ۴
باشد که همرهان نظر کیمیا کنند
بر اهلی حزین که درین راه واپسی است ۵
ما خود کسی نه ایم ولی پیر ما کسی است ۱
گر بهر دوست کوهکنی مرد قصه چیست
در وادی محبت ازین کشته ها بسی است ۲
هرگل که نیست بوی وفا دارییی در او
گر هم گل بهشت بود پیش ما خسی است ۳
بادا فدای قامت طوبی خرام او
هرجا که سرونازی و شمشاد نورسی است ۴
باشد که همرهان نظر کیمیا کنند
بر اهلی حزین که درین راه واپسی است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۵ - گر به مسجد گذری با این رخ و آن چشم مست
گوهر بعدی:شماره ۳۵۷ - وادی مجنون جگر سوزست و کس را تاب نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.