هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را بینهایت درمانده و ناتوان از بیان حال خویش میداند، اما عشق و مستی را سودمند میخواند. همچنین، از زیبایی معشوق و تأثیر تیر عشق بر خود میگوید و امیدوار است که حتی کوه نیز به فریادش پاسخ دهد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'می و معشوقه' و عمق احساسات بیانشده مناسب گروه سنی بالاتر است.
شماره ۴۱۵ - مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد
مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد
مسکین تر از آنیم که تقریر توان کرد ۱
کار می و معشوقه سراسر همه سودست
از کس نشنیدم که درین کار زیان کرد ۲
المنه لله که در صید گه عشق
تیر تو مرا در صف عشاق نشان کرد ۳
باور نکنم من که پری تو بحسن است
حسنی اگرش بود چرا از تو نهان کرد ۴
شاید که دل کوه بفریاد در آید
امروز که اهلی ز غم عشق فغان کرد ۵
مسکین تر از آنیم که تقریر توان کرد ۱
کار می و معشوقه سراسر همه سودست
از کس نشنیدم که درین کار زیان کرد ۲
المنه لله که در صید گه عشق
تیر تو مرا در صف عشاق نشان کرد ۳
باور نکنم من که پری تو بحسن است
حسنی اگرش بود چرا از تو نهان کرد ۴
شاید که دل کوه بفریاد در آید
امروز که اهلی ز غم عشق فغان کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۴ - دوش از دیرم ملک در حلقه او را برد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۶ - آن آفتاب حسن سحر میل باده کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.