هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق و تأثیرات عمیق آن بر روح و روان خود سخن میگوید. او از نگاه معشوق، خشمی که از محبت بیشتر شده، و از تحولات درونی خود تحت تأثیر این عشق میگوید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند امید، بوی خوش عشق، و سیلاب شوق اشاره میکند که همه نشاندهندهی تأثیرات عمیق عشق بر زندگی اوست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۱۶ - آن آفتاب حسن سحر میل باده کرد
آن آفتاب حسن سحر میل باده کرد
صبح سعادتم در دولت گشاده کرد ۱
گفتم سگ توام نظر از من بخشم تافت
خشمی که صدهزار محبت زیاده کرد ۲
گفت آدمی نیی سگ من چون شوی بین
این مردمی که آن صنم حورزاده کرد ۳
در گلشن امید از آن غنچه لب دمید
بویی که خاور گل همه را مست باده کرد ۴
گفتم که ساغری به کفم نه بناز گفت
بیهوده کی توان طلب نا نهاده کرد ۵
سیلاب شوق آمد و نقش خیال فهم
شست از دل آنچنان که مرا لوح ساده کرد ۶
اهلی که همتش بفلک سر نمی نهاد
سیلی عشق عاقبتش سر فتاده کرد ۷
صبح سعادتم در دولت گشاده کرد ۱
گفتم سگ توام نظر از من بخشم تافت
خشمی که صدهزار محبت زیاده کرد ۲
گفت آدمی نیی سگ من چون شوی بین
این مردمی که آن صنم حورزاده کرد ۳
در گلشن امید از آن غنچه لب دمید
بویی که خاور گل همه را مست باده کرد ۴
گفتم که ساغری به کفم نه بناز گفت
بیهوده کی توان طلب نا نهاده کرد ۵
سیلاب شوق آمد و نقش خیال فهم
شست از دل آنچنان که مرا لوح ساده کرد ۶
اهلی که همتش بفلک سر نمی نهاد
سیلی عشق عاقبتش سر فتاده کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۵ - مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۷ - وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.