هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق، درد جدایی و بیقراری خود مینالد و تصاویری مانند شمع سوخته، کبوتر مست و آهوی رمنده را برای بیان احساساتش به کار میبرد. او از بیاعتنایی معشوق و غرق شدن در غم عشق شکایت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند رنج عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۲۱ - خوبان که همچو شمع ز نور آفریده اند
خوبان که همچو شمع ز نور آفریده اند
سر تا قدم چراغ دل و نور دیده اند ۱
آن طرفه آهویان که به مجنون وشان خوشند
این طرفه است کز من مجنون رمیده اند ۲
در صید دل کبوتر مستند مهوشان
کز برج دلفریبی و شوخی پریده اند ۳
چون من بخون خود نشوم غرقه از بتان
کز من بتیغ کم محلی دل بریده اند ۴
آسوده نیستم دمی از سوختن چو شمع
گویی برای سوختنم آفریده اند ۵
هرگز کجا بشریت کوثر شوند خوش
تلخی کشان که زهر جدایی چشیده اند ۶
اهلی چو مرغ بسمل از آن میطپد بخاک
مردان چه جای خاک که در خون طپیده اند ۷
سر تا قدم چراغ دل و نور دیده اند ۱
آن طرفه آهویان که به مجنون وشان خوشند
این طرفه است کز من مجنون رمیده اند ۲
در صید دل کبوتر مستند مهوشان
کز برج دلفریبی و شوخی پریده اند ۳
چون من بخون خود نشوم غرقه از بتان
کز من بتیغ کم محلی دل بریده اند ۴
آسوده نیستم دمی از سوختن چو شمع
گویی برای سوختنم آفریده اند ۵
هرگز کجا بشریت کوثر شوند خوش
تلخی کشان که زهر جدایی چشیده اند ۶
اهلی چو مرغ بسمل از آن میطپد بخاک
مردان چه جای خاک که در خون طپیده اند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۰ - آب حیات کس بجز از جرعه کش نخورد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۲ - رسید یار و دلم بی قرار خواهد کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.