هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از دردهای عشق، بیوفایی دوستان، و رنجهای روحی خود سخن میگوید. او از دشمنان و دوستان نادرست شکایت دارد و از سوختن در آتش عشق مانند شمع یاد میکند. همچنین، به زیباییهای گذرا و فریبندگی دنیا اشاره میکند و از دلباختگی و اسارت دل در دست معشوق مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکایت از دوستان و دشمنان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۲۵ - خلق از سگت نه از بد دشمن فغان کنند
خلق از سگت نه از بد دشمن فغان کنند
دشمن چه سگ بود گله از دوستان کنند ۱
ز نار عشق رشته جان شد مرا چو شمع
بر خود نبسته ام که مرا منع از آن کنند ۲
دانم یقین نه مستی و از عشوه آندو چشم
ترسم که با یقین خودم بد گمان کنند ۳
خوبان بروی ما نگشایند در مگر
روزی که نوبهار جوانی خزان کنند ۴
مرغ دل از بتان نبرد ره بزیرکی
کاین قوم صید دل نه به تیر و کمان کنند ۵
اهلی ز وصف آن شکرین لب غریب نیست
گر طوطیان حدیث تو ورد زبان کنند ۶
دشمن چه سگ بود گله از دوستان کنند ۱
ز نار عشق رشته جان شد مرا چو شمع
بر خود نبسته ام که مرا منع از آن کنند ۲
دانم یقین نه مستی و از عشوه آندو چشم
ترسم که با یقین خودم بد گمان کنند ۳
خوبان بروی ما نگشایند در مگر
روزی که نوبهار جوانی خزان کنند ۴
مرغ دل از بتان نبرد ره بزیرکی
کاین قوم صید دل نه به تیر و کمان کنند ۵
اهلی ز وصف آن شکرین لب غریب نیست
گر طوطیان حدیث تو ورد زبان کنند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۴ - سفید موی و سیه نامه از گنه تا چند؟
گوهر بعدی:شماره ۴۲۶ - خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.