هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان درد و غم ناشی از عشق و هجران میپردازد. شاعر از دردهای عاطفی، دشمنی دنیا به دلیل عشق، و ناتوانی در درمان زخمهای روحی سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند رنجهای عشق، ناامیدی، و تفاوت بین انسان و حیوان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد هجران و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵۴ - گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
وین دردی غم گر نرسد هم چه توان کرد؟ ۱
گفتی که بپرداز دل از دردم و خوش باش
چون درد تو از دل نشود کم چه توان کرد؟ ۲
از دوستیت دشمن من شد همه عالم
ایدوست بگو با همه عالم چه توان کرد؟ ۳
زخمی که زدی بر جگر ریش من از هجر
چون چاره هلاک است به مرهم چه توان کرد؟ ۴
زاهد ز کف دوست ننوشید می خلد
حیوان صفتی گر نشد آدم چه توان کرد؟ ۵
گیرم که پریشانی ایام شود جمع
با فتنه آن کاکل پرخم چه توان کرد؟ ۶
وصف لب خاموش تو اهلی چه بگوید
جایی که مسیحا نزند دم چه توان کرد؟ ۷
وین دردی غم گر نرسد هم چه توان کرد؟ ۱
گفتی که بپرداز دل از دردم و خوش باش
چون درد تو از دل نشود کم چه توان کرد؟ ۲
از دوستیت دشمن من شد همه عالم
ایدوست بگو با همه عالم چه توان کرد؟ ۳
زخمی که زدی بر جگر ریش من از هجر
چون چاره هلاک است به مرهم چه توان کرد؟ ۴
زاهد ز کف دوست ننوشید می خلد
حیوان صفتی گر نشد آدم چه توان کرد؟ ۵
گیرم که پریشانی ایام شود جمع
با فتنه آن کاکل پرخم چه توان کرد؟ ۶
وصف لب خاموش تو اهلی چه بگوید
جایی که مسیحا نزند دم چه توان کرد؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۳ - بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند
گوهر بعدی:شماره ۴۵۵ - خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.