هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا بیانگر درد و رنج عاشقان و نادیده گرفته شدن احساسات آنان توسط دیگران است. شاعر به تفاوت بین کسانی که عاشقند و آنهایی که از عشق بیخبرند اشاره میکند و از ناآگاهی دیگران نسبت به رنجهای عاشقان شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۴۵۵ - خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟
خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟
باروی چو گل قدر رخ زرد چه دانند؟ ۱
آسوده دلانی که بخوابند همه شب
سرگشتگی عاشق شبگرد چه دانند؟ ۲
گویند حریفان که چرا دل بتو دادم
من دانم و دل مردم بیدرد چه دانند؟ ۳
خلقی همه را چشم حسد بر گل وصل است
خاری که بود بر جگر مرد چه دانند؟ ۴
اهلی، سخن صومعه بگذار که زهاد
راه و روش میکده پرورد چه دانند؟ ۵
باروی چو گل قدر رخ زرد چه دانند؟ ۱
آسوده دلانی که بخوابند همه شب
سرگشتگی عاشق شبگرد چه دانند؟ ۲
گویند حریفان که چرا دل بتو دادم
من دانم و دل مردم بیدرد چه دانند؟ ۳
خلقی همه را چشم حسد بر گل وصل است
خاری که بود بر جگر مرد چه دانند؟ ۴
اهلی، سخن صومعه بگذار که زهاد
راه و روش میکده پرورد چه دانند؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۴ - گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
گوهر بعدی:شماره ۴۵۶ - در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.